ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

آقای هندونه

هدیه ی خاله مریم... مرسی خاله ابوالفضل و نائیریکا جون در حال بازی چه کیفی می کنی وقتی لباسشویی روشنه و ابوالفضل در حال بازی ...
5 مرداد 1391

کلمات

بلدی بگی: دد، ماما، بابا،آب(با لهجه)، کیز(یعنی جیز)،هاها(یعنی قارقار)، هوم(وقتی غذا بهت می چسبه)، اه( وقتی به چیز بدی دست میزنی)، آه، نه، تی ت( وقتی تو هیجانی)... ...
5 مرداد 1391

بهترین روز دنیای مامان

دو هفته ی آخر بارداریمو رفتم خونه ی مامان جون، درست از نیمه شعبان به بعد، مامان جون ترس از نگهداری  اولین نوه شو داشت، اینکه خیلی سال از آخرین بچه یعنی خاله مریم می گذشت و خودشو ناتوان می دید، خصوصا اینکه مادرجون خدابیامرزم موقع بچه دار شدن مامان جون خیلی کمکش میکرد... از طرفه دیگه گرمای هوا و ماه مبارک رمضان که پیش رو بود... و عزیز دل مامان رمضانی شد،پنجم این ماه عزیز و برای اومدن انتخاب کرد... بنده خدا مامان جون با زبون روزه چقدر مشتاقانه و ناباورانه تو بیمارستان به دادم رسید و دو هفته ی بعد از دنیا اومدنت نمی دونی چقدر برامون زحمت کشید، روز نهم تولدت بود که متوجه تنفس غیرطبیعیت که ناشی از تب بود شد و بردیمت دکتر که خدا رو شکر&...
5 مرداد 1391